او یک بی سر و بی پای بی چشم و رو بود که مدتی بود دل و دماغ نداشت

تنها دارایی‌اش یک دو کان بود که مانده بود روی دستش






hahahahahaaaaaa mordam az khande. in yaroo kh, m kh ham bahal gofte :D

taha I MISS U :D





متن ها بسیار بسیار باحال بودن !

خوش به حال تکه سنگ که نداره دل تنگ ...

به من بگو ای سنگ صبور ، تو صبوری یا من صبور ؟!

هی فلانی ، زندگی شاید همین باشد !



با اين همه نداشته چي به عنوان اعضاي بدن داشته؟!



:)) خیلی خوب با کلمات بازی می کنیا



باز خوبه همین یه دوکان روی دستش داشت!



گيس بريده ي بي پيشوني ناخن خشك اونقدر دس دس كرد تا به زانو دراومد.... حالا تو روت مي گم....زبون تو زبون من نكن...اين پا اون پا كني دوكان ات رو از چنگ ات در مي يارن...














June 1, 2008 05:37 PM